تک و توک های یک ماهی بدون تنگ
!!روز نوشت های بی معنی من
این مطلب و چند مطلب دیگه که نوشتم این چند روزه وقتم رو گرفت! این مطلب رو برای مجله کنکاش نوشتم! سعی کردم خیلی دقت کنم که به کسی توهین نشه! قابل چاپ اما هنوز فکر کنم باید یه جاهاییش سانسور بشه!! لطفا در سانسور کردن این مطلب کمکم کنید!! حالا یه بار شما سانسور بکنید!! همیشه رمضون حالا یه بارم شعبون!! 1- ایران؛ یک هفته پیش از انتخابات: همه چیز حاکی از شور و شوق و رنگ و تحرک است.هر دو جناح عمده رقیب برای کاندیدای خود سنگ تمام می گذارند.شهر سالهاست که چنین شبهایی را به خود ندیده .اگر با چشم خودم نمی دیدم باورم نمی شد :دو طرف مدعی، علیرغم سرشاخ شدن نامزدهایشان ، با آرامش از کنار هم می گذشتند و برای نامزد مورد علاقه خود تبلیغ می کردند و حتی کمترین درگیری های احتمالی را به سرعت حل و فصل می کردند.چهارشنبه شب و پس از اوج جدال های لفظی در تلویزیون ، ایران شاهد سیل عظیم طرفداران موسوی و احمدی نژاد بود.کاروان هواداران موسوی آمدند ، بوق زدند ، "احمدی بای بای گفتند" و گذشتند.بعد از آنها نوبت به احمدی نژادی ها رسید.آنها هم آمدند ، بوق زدند ، جواب بوقچی جوانشان را با "دکتر ، دکتر" گفتن های پیاپی دادند و آنها هم رفتند خود به خود یاد اولین صبح بعد ان جدل در دانشگه میوفتم که دانشجوها و همکلاسیهایم می نشستند و با هم بحث می کردند و هر کس سعی داشت با استدلال و دلیل دیگری را قانع کند وقتی در وسط راهرو دانشگاه صندلی راهرو را به صورت L در اورده بودند و با هم اگاهانه مناظره... ولی اینها تازه انگار اول ماجرا بود... 2- مدینه ؛ هزار و چهارصد و خرده ای سال پیش: پیامبر گرامی اسلام چشم از دنیا فروبسته و جامعه ای نوین را که خود پایه گذاری کرده به جانشین بزرگوارش سپرده است.زیاده خواهان ، قدرت طلبان و اقتدارگرایان بد اخلاق ، برای این جامعه نوین نقشه کشیده اند و خود را وارث نبی اکرم می دانند.دعواها به اوج رسیده و هرکس که از راه می رسد داعیه جانشینی دارد و آنچه که به وضوح نادیده گرفته می شود ، کلام گهربار مردی است که با رسالتش دریچه ای جدید به روی اعراب بی فرهنگ و تمدن توخالی شان باز کرد و آنها را از بدویت و جهل به سوی جهانی تازه سوق داد.جریانات طلحه و زبیر ، ماجرای خوارج و غائله جنگ جمل از همین بدخلقی ها و اقتدار گرایی ها زاییده می شود.اهل بیت – علیهم السلام – آماج تندترین حملات قرار می گیرند و جامعه اسلامی به ورطه ای می افتد که برای به ثبات رسیدنش سالها وقت صرف می شود و جانهای گرانبهایی چون جان مبارک حسنین – علیهم السلام – هزینه می گردد. موجوداتی پلید و سرطانی به نام انشقاق و اختلاف، از درون همین ناآرامی ها زاییده می شوند و تا همین حالا ، بیخ گوش خود ما ، جان و تن و جامعه مان را آزار می دهند.اختلاف و انشقاق... 3-ایران؛ روزهای بعد از انتخابات: موج عظیم به راه افتاده به ناگاه می ایستد و مبهوت می شود.حضور حداکثری ، که قرار بوده به خار چشم دشمنان تبدیل شود ، خاری شده و راه نفس خودمان را بریده است.همه همدیگر را متهم می کنند.برادری،برادر بزرگترش را به بهانه حضور داشتن در موج سبز ، آدمی غیرعادی و مشکل دار خطاب می کند.عده ای از تقلب می گویند.بعضی ها جرزنی می کنند.گروهی مردم بهت زده را کتک می زنند..بعضی ها مردم را در برابر هم قرار می دهند.خودی و غیر خودی درست می کنند.عده ای که معلوم نیست از کجا پیدایشان شده همه چیز را می شکنند و آتش می زنند.انگار دنبال فرصتی بوده اند برای بیرون ریختن عقده های کثیفشان.در این میان ، رسانه های غول آسای غرب با حمایت از دولت های پشت سرشان ، مدام و مدام از ناآرامی و شورش می گویند و از این ناآرامی ها به سود خودشان سوء استفاده می کنند.دولت های پر مدعایشان از این شلوغی ها شاد شاد شده اند و اعتراضات مردم را مقدمه ای می دانند برای براندازی نظامی که همین مردم معترض برای تثبیت کردن و پرقدرت ماندنش خون و مال و جانشان را بدون هیچ چشم داشتی فدا کرده اند. کاش همین جا بایستیم ، به هم نگاه کنیم (چشم در چشم) و یکبار دیگر نگاهی به گذشته مان بیندازیم. کاش دست از اقتدارگرایی و جرزنی برداریم ، با هم حرف بزنیم و اختلاف ها را کنار بگذاریم. کاش به بچه هایمان ، پدرها و مادرهایمان ، بزرگترهایمان و مخالفانمان احترام بگذاریم. کاش ... گر پرده بر افتد نه تو مانی و نه من چه شد!! راستی کمی به خودمان نگاه کنیم!! دکمه pause را بزنیم!! این ساده ترین کاریست که می توان کرد بایستیم و چشمهایمان را خیره به هم کنیم و حرف بزنیم....نخبگان این جامعه همه گی برامده از مکانی مقدس به نام دانشگاه هستند...جایی که مبدا اندیشه هاست جایی که مبدا تحولات است. وحالا فکر کردن در ان سخت شده. پس چرا به جای تبادل اندیشه صحبت و استدلال به زدن همدیگر و به ریختن خون همدیگر می پردازیم انهم با لشرکشی نخبگان با نخبگان "وای به روزی که بگندد نمک".... (در حوادث پس از انتخابات جنایات و تخلفاتی صورت پذیرفت که به طور قطع با انها برخورد می شود"مقام معظم رهبری") هنوز گیجم!! نفهمیدم چه شد....فقط فهمیدم که خطی کشیده شد و متهم شدند دانشجو و مردم....دانشجو و مردمی که سرزمینشان را دوست دارند و انقلاب ارمانهایش را دوست دارند و.به پاس خون شهدایش ایستاد ه ند.... می مانند در این بیطوطه و یک قطره از خاکش را به موهای رنگ شده دختران کبریت فروش و انشرلی ها و بابا لنگ درازها نمی دهند... دانشجویان و جوانانی که نسل بعدی انقلاب هستند... .خود به خود یاد کلاس دوم ابتدایی ام میوفتم انروزها که ازادنه تر از این روزها می اندیشیدم. معلمی داشتیم که سئوالی پرسید گفت شماها سربازید!! اگر گفتید اصلحیتان چیست؟ روزها گذشت و من در جواب زبانم کوتاه بود....بعدها خودش گفت: قلم....قلمی که انروزها مدادم بود تا الفبای فارسی را یاد بگیرم....تا فرداها یی که این صلاح به کلمه خدمت معربی شود برای رساندن ان به مردمم .مردمی که نظام هستند و نظامی که از مردم است....تا رهبر....تا رییس جمهور...تا مجلس و مدیرانم را برای رسیدن به شعارهایی که از ٢٢ بهمنی به وجود امد....از ٨ سال دفاع مقدس و از شهید رجایی ها و باهنرهای در خدمت تا شهدای اندیشه ای چون شریعتی و مطهری و شهدای خاک و مرز و بومم چون چمرانها و همت ها و باکریها باندازه خودم یاری برسانم.... نمی دانم اگر می داستم روزی بین انقلابیون و جانبازان کشورم خطی کشیده می شد و دودسته ایا باز برای رسیدن به این صلاح تلاش می کردم.....اگر کسانی که میلیونها نفر به انها اعتماد کردند.کسانی که کنار مرد بزرگ قامت ایران امام خمینی بودند دزد و منافق و اجیر شده خوانده میشدن و همسر و فرزندان شهیدانی به سخره و فساد اخلاقی و عرفی متهم می شدندباز هم دست به صلاح می بردم ای کاش....ای کاش.... ای کاش انقدر یک طرفه به قاضی نرویم که سیلی بخوریم.....یادمان باشد ان مرد راستین انقلاب چه می گفت یادم نمیاید چند شنبه بود یا چه روزی.. ولی میدانم انقدر رسانه ها یک طرفه به قاضی نرفته بودند که بخشی از مردم به دیگری بیگانه پناه ببرند در خانه دوستی بودم اری خودش بود....اما م انقلاب می گفت: مواظب باشیم انقلاب سیلی نخورد.....اگر انقلاب سیلی بخورد اسلام سیلی می خورد....مواظب باشیم مردم را از دور دین به بهانه مگسان دور شیرنی دور نکنیم یکی از مورخان عهد ناصری مینویسد: «شاه بر صندلی جلوس کرده، عملیات آشپزان با نوای موسیقی شروع میشد. سپس شاه میرفت و وزرا مشغول پاککردن سبزی آش شاهانه میشدند. من خودم تصویری از این «سبزیپاککن»ها را پیش چشم دارم. صدراعظم بادنجان پوست میکرد و آن دیگری سیبزمینی»! ای کاش مواظب این سبزی پاک کن ها می بودیم... از این «سبزیپاککنها» هنوز فراوان است و رسم زشتشان برپا. آنها که به بازی و نمایشی میخواهند مدام پیش چشم باشند و بدینسان بالاتر روند. در این میان تنها میمانند بزرگان که رفتار و عملشان میتواند ادامه یافتن عادت ناپسند عهدناصری را متوقف سازد. آنها که به «سبزیپاککردن» چاپلوسان وقعی ننهند و حتی برابر این ظاهرسازی و تملقگویی سخت بایستند. آنها که اهل رتبهدادن بر اطرافیان جز به دلیل «شایستگی و اخلاقمداریشان» نیستند.هنوز هم دیر نشده نگزاریم این ای کاش ها بیشتر شود.نگزاریم این صلاحها بر زمین گزاشته شود...تمامی ما ناموس هم هستیم. این خط کشی ها را پاره کنیم و به حرف رهبر انقلاب گوش کنیم که می گوید دوست رابا دشمن اشتباه نگرید و بهانه دست دشمن ندهید. یادمان باشد جد همه ی ما ادم است....حتی وقتی که خداگفت: نخورید از ان میوه ممنوعه کار خود را کرد و نتیجه اش هبوط شد.مواظب میوهای ممنوعه باشیم.و یادمان باشد که اینجا دیگر معادله یک طرفه خدا و ادم نیست.ادم و ادم است و میوها خوش رنگ و لعاب تر و هبوط عمیق تر و درد اور تر.... "و چون از شما پیمان محکم گرفتیم که خون همدیگر را مریزید و یکدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید سپس [به این پیمان] اقرار کردید و خود گواهید ولى باز همین شما هستید که یکدیگر را مىکشید و گروهى از خودتان را از دیارشان بیرون مىرانید و به گناه و تجاوز بر ضد آنان به یکدیگر کمک مىکنید و اگر به اسارت پیش شما آیند به [دادن] فدیه آنان را آزاد مىکنید با آنکه [نه تنها کشتن بلکه] بیرون کردن آنان بر شما حرام شده است آیا شما به پارهاى از کتاب [تورات] ایمان مىآورید و به پارهاى کفر مىورزید پس جزاى هر کس از شما که چنین کند جز خوارى در زندگى دنیا چیزى نخواهد بود و روز رستاخیز ایشان را به سختترین عذابها باز برند و خداوند از آنچه مىکنید غافل نیست(سوره بقره ایه ٨۴ و ٨۵)" بعد بعدا نوشت:با مشاهده جمیع جاهات و با توجه به اینکه نمی دونم تو سال تحصیلی جدید قرار چه برخوردی تو دانشگاه بشه و چه اتفاقاتی میوفته!! وبا توجه به بازخورد نظر شما دوستان فعلا بعید می دونم این مطلب رو چاپ کنم!! اخ چه فازی میده سردبیری!! خودت باید تایید بکنی مطالب خودت رو

