تک و توک های یک ماهی بدون تنگ
!!روز نوشت های بی معنی من
دیروز insomniac یه متن قشنگ تو نظراتم نوشته بودن از عرفان نظر اهاری که چون خیلی زیباست اینجا میزارمش: سنگ پشت پشتش سنگین بود و جادهای دنیا طولانی می دانست همیشه که جز اندکی از بسیار را نخواهد رفت اهسته اهسته می خزید. دشوار و کند و دورها همیشه دور بود.سنگ پشت تقدیرش را دوست نمی داشت و انرا چون اجباری بر دوش می کشید پرنده ای در اسمان پر زد سبک و سنگ پشت رو به خدا کرد و گفت:این عدل نیست. این عدل نیست. کاش پشتم این همه سنگینی نمی کرد من هیچگاه نمی رسم هیچگاه. و در لاک سنگی خود خزید به نیت نا امیدی....خدا سنگ پشت را از روی زمین بلند کرد و زمین را نشانش داد. کره ای کوچک بود و گفت:نگاه کن ابتدا و انتها ندارد و هیچکس نمی رسد چون رسیدنی در کار نیست.فقط رفتن است . حتی اگر اندکی و هر بار که می روی رسید ه ای و انچه بر دوش توست تنها لاک سنگی نیست تو پاره ای از هستی را بر دوش می کشی پاره ای از مرا. خدا سنگ پشت را بر زمین گذاشت....دیگه نبارش چندان سنگین بود نه راهش چندان دور سنگ پشت راه افتاد و رفت حتی اگر اندکی و پاره ای از او را با عشق بر دوش می کشید..... تبریکات ویژه هم به سارا خانم ژوژمان عرض می نمایم که ایشون هم به همکارهای اینده پیوستند(شیرنی فراموش نشه ها) انشالله چند روز دیگه ام نتیجه نهایی سراسری اعلام شد بعضی ه(ا!! رسما و عرفا دکتر شدن یه شیرنی مجازی به این بچه های وبلاگی از جمله بنده بدن. البته بعد افطار. دیروز یهو پسر خاله ی مان هم که میشود داداش کوچیکه اون دوتا پسر خاله های اپ پایینم که یه سال برای خودش راست رفت و راست اومد و هی داشت با موهاش ور می رفت و منم شده بودم براش گشت ارشاد متحرک و فقط بهش گیر میدادم و داشتم دغ می کردم از دستش و داداشاشم کلا دیگه بی خیال درس خوندنش شده بودن زنگ زده میگه مکانیک دانشگاه ازاد لاهیجان قبول شده!! والا این دانشگاه لاهیجان دیگه چیه که این پسر خاله مان(البته بچه مثبتیها) ولی با این درسش و اون رتبه چند ده هزاری ش قبول شده خدا می دونه! دیروز خانه ی اشنایی افطاری دعوت بودیم یعنی من فقط عاشق ماه رمضونم واسه این افطاری خونه اشناها رفتن!! نه اینکه چون بحث شیرین خردنها نه!! بخاطر اینکه بهانه ای تا دوباره بعد مدتها بعضیا رو بیینم!! در انجا که بودم دیشب چشمم به سریالهای ماه مشکل اخلاقی دار رمضان روشن شد!! راستش من خیلی وقت دیگه اصلا تلوزیون نگاه نمی کنم و امسال اولین سالی تو ماه رمضان که سریالهای ابکیش رو نگاه نمی کنم....اما دیشب با دیدن همین یک قسمت باز به جمله یی که ٢ سال پیش دبیر ادبیاتی به نام اقای نظر پور که کلا جز دسته ای از دبیراست که از ١.۵ کلاسش ١ ساعت قصه میگه که مشکل اخلاقی هم گاهی دارن البته جز اون دسته دبیرایی نیست که ١.۵ ساعت کلاس رو ٢ ساعتش رو میومدن بلوتوث می گرفتن که این حرکت مشکل اخلاقیدراز اصل مشکل اخلاقی هم دارهو البته ایشون که جز دسته از ادمهای مشکل دار در اصل نبود ولی در فرع چرا!! ه هر جلسه همون داستانا رو تکرار می کنه و اپدیت نمیکرد! یه جمله ای می گفت درباره سریالهای ماه رمضان که:(دیدیم مشکل اخلاقی داره سانسورش کردیم!!) کلا همینجوری گفتم که همش به یه مسئله ای گیر دادن بخدا این فیلمای تی وی خودمون همش از اول تا اخرشمشخصه و مشکل اخلاقی دارن(دیگه از نقد صدا و سیما می گزرم!! چون زندگی جاریست مطمئنا مثل همیشه این کار سخت رو انجام میده!!) الانم داره از یه خواننده که مشکل اخلاقی داره صداش یه اهنگ گو ش میدم که خیلی قشنگ ولی نمی تونم اینجا بنویسم دکلمه اش رو چون بازم مشکل اخلاقی داره!! جمعه ساعت ١٠ شب امیدوارم همتون به نت دسترسی داشته باشید!! بدونید مشکل اخلاقی نداره برای دلیلش برید به اون بلاگم:شاید کمی ساده تر

