تک و توک های یک ماهی بدون تنگ
!!روز نوشت های بی معنی من
تفنگت را زمین بگذار زبان آتش و آهن برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار تو از آیین انسانی چه می دانی؟ گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار این شعر و با صدای و تصنیف فوق العاده استاد شجریان واقعا لذت بخش... اول تشکر بی کران از دوستانی که جمعه شبشون رو با دیگران قسمت کردن و شعرهای قشنگی رو نوشتن. انشالله که همیشه خوب باشید و سبز اما بریم سر اصل مطلب :قدیمیا علاوه بر اینکه گفتن هندونه و شیر رو ÷شت سر هم نخورید یسا گردو و شیر رو با هم نخورید یه ضربالمثل قشنگی هم دارن که امروز که برای دومین بار در طول تابستان قبل ساعت 11!! بیدار شدم و رفته بودم بیرون واقعا به جانشون دعا کردم!...کا رو نباید با کار قاطی کرد... امروز که سوار تاکسی شدم یهو دیدم که راننده تاکسی پشتیبان (یا همون مشاور) من تو قلم چی بود....یه دانشجوی مهندسی کشاورزی که حالا راننده تاکسی شده.... یاد 3 سال پیش افتادم اون موقع از ازمون سنجش میومدم با دوستان بودم که سوار یه تاکسی شدیم....رانندش شروع کرد به حرف زدن و دادن تجربه!! درباره کنکور....طرف لیسانس ریاضی داشت....کا رو نباید با کار قاطی کرد...
همه اینا به کنار خبری که دیروز خوندم به کنار: سروش ثابت ، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف در کنکور کارشناسی ارشد امسال(1388) است که به رغم کسب رتبهی 1 در دو گرایش(و نیز رتبهی 2 در دو گرایش دیگر و رتبهی 4 در دو گرایش دیگر) در اعلام نهایی نتایج جزو مردودین اعلام شد ... سروش ثابت:اینجانب سروش ثابت به شماره شناسنامهی 1723 متولد 1364، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف به شماره دانشجویی 82116907، در کنکور کارشناسی ارشد امسال(1388) با شماره داوطلبی 1716528 و شماره پروندهی 661883 شرکت نمودم و در کمال ناباوری به رغم کسب رتبهی 1 در دو گرایش(و نیز رتبهی 2 در دو گرایش دیگر و رتبهی 4 در دو گرایش دیگر) در اعلام نهایی نتایج جزو مردودین اعلام شدم. با توجه به اینکه رشتههای مذکور فاقد آزمون عملی یا مصاحبه یا ... میباشند و انتخاب دانشجو در آنها صرفاً بر اساس رتبهی اعلام شده است، اقدام فوق جز ستاره کردن دانشجو چه نام و معنای دیگری مییابد؟ ...کا رو نباید با کار قاطی کرد... شوهر دختر خالم که تو کار خونه ایران پوپلین هست و مهندس نساجی میگه الان افرادی هستن که مدرکشون لیسانس اما تو فرم برای کار مدرکشون رو دیپلم می نویسن تا به عنوان کارگر استخدام بشن...کا رو نباید با کار قاطی کرد... چند سال پیش یه اشنایی داشتیم که نقل قول می کرد از دوستش که دندونپزشک و وام 10 ملیونی گرفته برای ابزار الات دندون پزشکی اما چون درامد نداشت تمام وسایل رو فروخته یه تاکسی سمند خریده و ... حالا داشتم به خودم فکر می کردم....راستش از وقتی که وارد دانشگاه شدم هر گز نتونستم ایند ه ی روشنی رو برای خودم ترسیم بکنم....پسر خالم الان 26 سالش و دیگه اخرین روزای دانشجوی پزشکی بودنش رو طی می کنه اما هنوز چشش به جیب باباش....یعنی دقیقا با یه جوون 18 ساله هیچ فرقی نمی کنه....بعدشم که احتمالا باید بره طرح و... ۶٠ درصد پزشکا فارقالتحصیل عمومی هستن و از همون 40 درصد هم بسیاری از متخصصاشون مگس و پشه می پرونن!! یعنی اگه تا با اورژانسای خصوصی و بالاویژه دولتی گاو بندی نکنن و اینقدر مایه نداشته باشن تا سهام بیمارستانای خصوصی مطرح رو بگیرن هیچ فرقی با دکتر عمومی ندارن و خیلیاشون به کارای دیگه ای روی میارن...کار رو نباید با کار قاطی کرد!!... راستی کا رو نباید با کار قاطی کرد اما اینکه من نمیتونم الان دقیقا یک سال یعنی درست از ترم اول دانشگاه حتی برای فردای خودم راهی ببینم همیشه اذیتم کرده و میکنه... اخ جان نوشت!!:امروز پسر عموم میاد و نتم و با این هوا ویروس که دیگه هیچ ویروس کشی روش عمل نمی کنه متولد میشه... پی نوشت:گاهی نگاه می کنم به تو و یک نیم نگاهی به خودم....از دست این دید زدنها خسته شدم! ادامه مطلب نوشت: حتما به ادامه مطلب این اپم برید یه عکسی گزاشتم که خودم شاخ در اوردم!! وقتی دیدمش!
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست…
تفنگت را زمین بگذار… (فریدون مشیری)

